آیا می خواهید با خنک کننده کارگاه مقابله کنید و محیط کار خوبی را برای کارگران فراهم کنید؟

Apr 26, 2025

پیام بگذارید

در تابستان ، دمای کارگاه با 7 درجه کاهش یافته است ، اما به جای آن سفارشات 30 ٪ افزایش یافته است: یک حساب بقا "ضد انعطاف پذیر" یک رئیس نساجی

تابستان فرا رسیده است و دمای کارگاه نساجی به 40 درجه سانتیگراد رسیده است. چگونه می توان با خنک کننده کارگاه مقابله کرد و محیط کار خوبی را برای کارگران فراهم کرد؟ بیایید به رویکرد رئیس گوش دهیم.

 

"قدیمی ژانگ امروز دوباره گرم شد." "من در ورودی کارگاه ایستادم ، تماشای دو کارگر که او را به سمت سالن حمل می کردند ، لباس های کارشان را روی پشتی که توسط عرق سیاه شده بود ، تماشا می کردم. در ماه ژوئیه ، حتی هوا مانند یک صفحه آهنی قرمز است ، و صدای دستگاه های با صدای کلوچه متناوب در هم آمیخته می شود. و مشتریان آمازون در حال حاضر در حال تحویل است. 400 ، {12} یوان در سال دیگر هیچ کاری انجام نمی دهد ، اما کارگران هنوز هم به طور معمول کار می کنند.

 

من در گوشه کارگاه سیگار کشیدن چمباتمه می زدم. بخار از مالیات بر ارزش افزوده رنگ آمیزی می شود. ناگهان ، من بیست سال پیش وقتی اولین بار کارخانه را شروع کردم ، زمان را به یاد آوردم. تابستان نیز بود و من رول پارچه را با کارگران حمل می کردم ، برهنه. مهره های عرق با یک "زوزه" روی زمین پاشیده می شوند و سپس ناپدید می شوند. اما اکنون در بین این گروه از کارگران ، نیمی از من بزرگتر هستند. قدیمی ژانگ پنجاه و شش ساله است و نوه وی منتظر شهریه است ... این پول باید هزینه شود.

 

مرحله اول: ابتدا زندگی خود را ذخیره کنید ، سپس در مورد کارآیی صحبت کنید. من از اداره امور مالی خواستم تا پول خرید مرسدس بنز را قطع کند و همه آن را در پشت بام این کارگاه سرمایه گذاری کند - آنها نتوانستند تهویه مطبوع را تحمل کنند ، بنابراین آنها روش مزرعه مرغ را یاد گرفتند. هزینه آن 30 ، {3}}} یوان برای نصب یک فن فشار منفی و یک پرده مرطوب است. هنگامی که غبار آب بلند شد ، در واقع افرادی در کارگاه مشغول بودند. Old Old Sun در بالای صدای او فریاد زد: "رئیس ، اینجا خیلی خنک است که می توانید تخم مرغ ها را تخم گذاری کنید!" در ساعت سه بعد از ظهر ، سمی ترین زمان ، خط مونتاژ را خاموش کردم و آن را به شیفت های صبح و عصر تغییر دادم. این کافه تریا هر روز دو گلدان سوپ لوبیا را می پزد و سه پوند نمک اضافه می کند. حسابدار اظهار داشت که هزینه خیلی زیاد است. من این لایحه را پرتاب کردم و گفتم: "پول برای رفتن به بیمارستان به دلیل گرمازدگی برای خرید یک کامیون لوبیا مونگ کافی است!"

 

مرحله دوم: ترمیم قلب انسان سخت تر از ماشین ها است. ماه گذشته که حقوق دریافت کردم ، یارانه درجه حرارت بالا را در یک ستون جداگانه ذکر کردم. شیائو لیو از تیم بسته بندی عکسی از لغزش پرداخت خود گرفت و آن را در لحظه هایی با عنوان "کارخانه وجدان" قرار داد. روز بعد ، پنج متقاضی برای کار آمدند و گفتند که پس از دیدن یک پست ، به طور ویژه دعوت شده اند.

 

کسی که بیشتر از همه مرا نگران می کند ، لائو ژانگ است. بعد از مرخص شدن از بیمارستان ، من او را برای مدیریت مواد به انبار منتقل کردم و حقوق وی کاهش نمی یابد. پسرش یک شبه از مکان دیگری به عقب برگشت و دو جعبه تخم مرغ با برد آزاد حمل کرد و آنها را به سمت من سوق داد ، دستانش با خشونت تکان می خورد: "پدر من گفت که این کارخانه از مردم به عنوان هیزم استفاده نمی کند."

 

مرحله 3: در آینده قمار کنید. من دندانهایم را چسباندم و دستور دادم که یک ربات با استفاده از مواد AGV را انجام دهم و آن را در کنار دستگاه تنظیم قرار دهم. در ابتدا ، اپراتور ، Old Chen ، فحش و ناله می کرد و می گفت که این دستگاه کار خود را انجام می دهد. اکنون او با پاهای خود که از آن عبور کرده است در اتاق نظارت نشسته است و از تهویه هوا لذت می برد. او به هر کس که ملاقات می کند لبخند می زند ، "این توده آهنی بهتر از یک خر است!" این شهر در حال برگزاری یک کارخانه سبز است. من از کارگران خواستم که پیچک را در تمام پایه دیوار کاشت کنند. افراد دفتر حفاظت از محیط زیست برای گرفتن عکس آمده اند و گفتند که پانل های فتوولتائیک روی سقف ما می توانند 20 ٪ از مصرف برق را پوشش دهند. به طور غیر منتظره ، در طول بازرسی کارخانه H&M هفته آینده ، دیدم که سیستم خنک کننده در این کارگاه به طور مستقیم یک نقطه به علاوه داده می شود ، و حجم سفارش 30 ٪ افزایش یافته است.

 

امشب ، هنگام نوشیدن با مشتری ، او مرا روی شانه گرفت و گفت: "برادر ، استخدام کارگران اکنون کار سختی است ، اما کارخانه شما بیشتر و مرفه تر می شود؟" من یک شیر چای گرفتم و حقیقت را به او نگفتم - لایحه برق در ماه گذشته 15 ٪ کاهش یافت و تعداد مطالبات بیمه آسیب ناشی از کار صفر بود. دماسنج در این کارگاه با 32 درجه گیر کرده بود و خنده کارگران بلندتر از ماشین آلات بود. این احتمالاً متناقض ترین جنبه انجام تجارت است:

 

وقتی "مردم" را در مقابل گزارش قرار می دهید ، به جای آن پول دنبال می شود.