اگر چین از استراتژی جابجایی صنعتی ایالات متحده پیروی کند و صنعت نساجی خود را منتقل کند، برای مثال، تمام کارخانههای نساجی خود را به آسیای جنوب شرقی یا آفریقا منتقل کند، یک تحول اقتصادی و اجتماعی چند سطحی و همهجانبه ایجاد میکند. این سناریوی افراطی از "پاک کردن" کامل صنعت بسیار فراتر از واقعیت فعلی جابجایی جزئی است (در حال حاضر، تنها حدود 20٪ از- شرکت های نساجی در مقیاس بزرگ در Shaoxing به آسیای جنوب شرقی نقل مکان کرده اند، و 50٪ به مناطق مرکزی و غربی منتقل شده اند).
I. واکنش های زنجیره ای در حوزه اقتصادی
1. تهی شدن صنایع و خطر اختلال در زنجیره تامین: رنج های کوتاه مدت-بیکاری را تشدید می کند: بخش نساجی به عنوان یک صنعت فشرده-کار، مستقیماً بیش از ده میلیون نفر را استخدام می کند. اگر تمام تولیدات به خارج منتقل شود، نرخ بیکاری افزایش می یابد. در سال های اخیر، جابجایی جزئی صنعت نساجی در دلتای رودخانه مروارید و دلتای رودخانه یانگ تسه منجر به تعطیلی بیش از 2000 شرکت کوچک و متوسط- شده است. انتقال کامل می تواند باعث رکود اقتصادی منطقه شود.
2. اختلال در زنجیره صنعتی: صنعت نساجی شامل بخش های بالادستی و پایین دستی مانند الیاف شیمیایی، رنگرزی و چاپ و مواد کمکی است. اگر کل صنعت خارج شود، شرکت های بالادستی پارچه و الیاف شیمیایی تقاضای پایین دستی خود را از دست خواهند داد و در نتیجه ممکن است کوچک شوند. به عنوان مثال، Shaoxing یک سوم-ظرفیت ملی رنگرزی و چاپ را به خود اختصاص داده است. جابجایی آن باعث "شکست" در زنجیره صنعتی نساجی داخلی می شود.
3. از دست دادن مزایای تجاری و معکوس شدن هزینه: "تله{1}کم هزینه" در آسیای جنوب شرقی آشکار شد: هزینه های نیروی کار در ویتنام تنها نیمی از هزینه های موجود در چین است، اما هزینه های برق صنعتی 2.3 برابر بیشتر است. علاوه بر این، زیرساخت پشتیبانی ضعیف است (به عنوان مثال، پیچ ها باید از چین وارد شوند). همراه با تعرفه های اعمال شده توسط ایالات متحده بر آسیای جنوب شرقی (مانند 46٪ برای ویتنام و 49٪ برای کامبوج)، هزینه های کلی در واقع بالاتر از هزینه های چین است.
4. چین سلطه صادرات را از دست می دهد: در حال حاضر، چین بیش از 30 درصد از صادرات جهانی نساجی را به خود اختصاص داده است. اگر تمام تولیدات به آسیای جنوب شرقی منتقل شود، ایالات متحده ممکن است قدرت چانه زنی چین را از طریق تعرفه ها یا "قوانین مبدا" بیشتر سرکوب کند، و در نهایت ممکن است سفارشات حتی به مناطق ارزان تری مانند مکزیک و هند سرازیر شود و یک چرخه معیوب از "انتقال - افزایش مالیات - انتقال بیشتر ایجاد شود."
II. اثرات اجتماعی و اشتغال
بیکاری گسترده و فشار حاکمیت اجتماعی: صنعت نساجی به عنوان یک "مخزن" برای استخدام کارگران مهاجر عمل می کند، به ویژه برای نیروی کار با مهارت متوسط و پایین{0}}. اگر صنعت از بین برود، استانهای صادرکننده نیروی کار در مناطق مرکزی و غربی (مانند هنان و سیچوان) اولین استانهایی خواهند بود که تحت تأثیر قرار میگیرند و به طور بالقوه روند مهاجرت بازگشت و فقر منطقهای را آغاز میکنند. با اشاره به پدیده "تخلیه صنعتی" که در ژاپن پس از جابجایی صنایع آن در دهه 1980 رخ داد، افزایش طولانی مدت نرخ بیکاری و نابرابری درآمد ممکن است درگیری های اجتماعی را تشدید کند. عدم تعادل در امور مالی محلی و اقتصادهای منطقه ای: مراکز نساجی (مانند Shaoxing و Dongguan) به درآمد مالیاتی این صنعت متکی هستند. اگر بنگاه ها به طور جمعی جابه جا شوند، دولت های محلی ممکن است با کاهش شدید درآمد مالی مواجه شوند و در نتیجه توانایی آنها برای سرمایه گذاری در خدمات عمومی تضعیف شود. اگرچه مناطق مرکزی و غربی برخی از ظرفیت های تولید را به خود اختصاص داده اند (مانند صنعت نساجی در سین کیانگ که رشد 21 درصدی داشته است، اما فاقد قابلیت های فنی و مدیریتی هستند و قادر به جذب کامل حجم انتقال یافته از شرق نیستند. شکاف های توسعه منطقه ای ممکن است بیشتر شود.
III. پیکربندی مجدد زنجیره تامین جهانی و اقدامات متقابل: ناتوانی آسیای جنوب شرقی در جایگزینی موقعیت اکولوژیکی چین و قابلیت های مکمل: 60 درصد مواد خام نساجی ویتنام به واردات از چین متکی است. اگر چین به طور کامل عقب نشینی کند، آسیای جنوب شرقی که فاقد ظرفیت الیاف شیمیایی و پارچههای پیشرفته است، برای پشتیبانی از کل زنجیره تامین با مشکل مواجه خواهد شد. قابلیت مقاومت در خطر{5} ضعیف: آسیای جنوب شرقی اغلب با کمبود برق و تأخیر لجستیکی مواجه است (مانند تأخیر 40 درصدی در تحویل به دلیل بی ثباتی سیاسی در میانمار). تغییرات ناگهانی در سیاست های تعرفه ای ایالات متحده (مانند افزایش مالیات پیشنهادی ترامپ بر ویتنام) خطرات را بیشتر خواهد کرد. الگوی تقسیم کار بین المللی مجبور به بازسازی است. انتقال صنعت نساجی چین به آسیای جنوب شرقی، منطقهای شدن زنجیره ارزش جهانی را تسریع میکند و زنجیره جدیدی از «تولید آسیای جنوب شرقی - مواد خام چینی - برندهای اروپایی و آمریکایی را تشکیل میدهد». با این حال، اگر چین از تولید صرف نظر کند، ممکن است به یک تامین کننده مواد خام تبدیل شود و قدرت قیمت گذاری خود را از دست بدهد (مانند سود مواد خام PX زمانی در انحصار کشورهای خارجی بود). ایالات متحده ممکن است از این فرصت برای ترویج «چینیزدایی{{14}» استفاده کند، اما هیچ کشوری نمیتواند «سرعت پاسخ زنجیره تأمین» چین (مانند اتکای SHEIN به مدل «پاسخ سریع سفارشهای کوچک» چین) را در کوتاهمدت تکرار کند.
IV. استراتژی های واکنش چین و چشم انداز تحول
اگر چین بخواهد به طور کامل صنایع خود را تحت فشار خارجی جابجا کند، به یک برنامه سیستماتیک برای کاهش تأثیر نیاز دارد: تمرکز بر ارتقای فناوریها و زنجیرههای ارزش به الیاف{0}بالا (مانند الیاف کربن)، تجهیزات هوشمند (با صادرات ماشینآلات نساجی که 27 درصد از بازار جهانی را به خود اختصاص میدهد)، و ترویج هر دوی منحنیها و ارتقاء «پایان ارتقاء هر دو» را. به عنوان مثال، ژجیانگ جینگگونگ تجهیزاتی را برای الیاف کربن کیلوتنی توسعه داد که در زمینه هوافضا به کار گرفته شد. تقویت خروجی برند: بهره گیری از "روند ملی" برای افزایش ارزش افزوده و کاهش ضرر در فرآیند تولید (مانند بین المللی سازی لی نینگ و Bosideng). مدل «اقتصاد مرکزی + تولید توزیعشده» قطبهای مرکزی تحقیق و توسعه، طراحی و مدیریت زنجیره تأمین را حفظ میکند، در حالی که تولید کمپایین- را به آسیای جنوب شرقی و مناطق مرکزی و غربی پراکنده میکند. به "تیراژ دوگانه داخلی و خارجی" Sunzhuo International مراجعه کنید: 53٪ از لباس ها در خارج از کشور تولید می شود، اما فناوری های اصلی در چین باقی مانده است. مناطق مرکزی و غربی با استفاده از مزایای سیاستی (مانند «استراتژی اولویت اشتغال») برای کاهش فشار اشتغال، ظرفیت تولید جابهجایی (مانند نرخ رشد صنعت نساجی در سینکیانگ 21 درصد) را به عهده میگیرند. بازار تقاضای داخلی و پیشرفتهای دیجیتال را برای فعال کردن مصرف داخلی گسترش دهید: صنعت نساجی به سمت تامین تقاضای داخلی تغییر میکند (۲۰۲۳، صادرات تجارت الکترونیکی پوشاک ۲۶.۶۱٪ از کل صادرات را تشکیل میدهد)، کاهش اتکا به بازار ایالات متحده (سهم بازار ایالات متحده تقریباً ۱۸٪ است). تولید انعطافپذیر را کاوش کنید: از طریق دگرگونی هوشمند (مانند کاهش هزینه در کارخانه روشنایی ژجیانگ)، انطباق با روند سفارشیسازی دستهای کوچک{17} و جبران خسارات ناشی از سفارشهای تغییر مکان. جابجایی شدید امکان پذیر نیست، اما تعدیل ساختاری ضروری است. اگر چین کارخانه های نساجی خود را به طور کامل جابجا کند، باعث رکود اقتصادی، ناآرامی اجتماعی و هرج و مرج زنجیره تامین جهانی می شود. مسیر واقع بینانه باید این باشد:
مولفههای{0}افزوده شده با ارزش بالا (فناوری، نام تجاری) را حفظ کنید، در هنگام جابجایی-تولید پایین، «چیدمان چند نقطهای» (آسیای جنوب شرقی + مناطق مرکزی و غربی) را اتخاذ کنید، از تمرکز بیش از حد اجتناب کنید.
تقویت کنترل بر زنجیره صنعتی، حفظ مزایای مواد خام و تجهیزات (مانند رشد صادرات ماشین آلات نساجی)؛
تسریع گردش داخلی و تبدیل دیجیتال، تبدیل فشار خارجی به انگیزه ارتقاء. رانش صنعتی یک قانون اقتصادی است، اما استراتژیهای ملی باید بین کارآیی و امنیت تعادل برقرار کنند - مزیت چین در "هزینه پایین" نیست، بلکه در "تاب آوری قوی" نهفته است.

